محمد بن علي منجم وابكنوي

74

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

بدانيم ، نظر كنيم به آن كسور اگر بيشتر از / يب دقيقه و / ل ثانيه بود وكمتر از / يد I دقيقه يا مساوى اين دو عدد ، آن كبيسهء خاموسا باشد ؛ يعنى وقوع آن در سال پنجم I بود . واگر آن كسور كمتر از / يب دقيقه و / ل ثانيه باشد ، آن كبيسهء رابوعا باشد ؛ I يعنى وقوع آن در چهارم سال باشد . وچون پيش از اين بيان كرديم كه در هر دورى از ادوار كبايس ، I چهار كبيسهء خاموسا واقع مىشود بيست وپنج كبيسهء رابوعا ، اگر خواهيم تا بدانيم كه I از كبايس خاموساى أول است واگر سيزده دقيقه است بي ثواني ، آن خاموساى I دوم است ؛ واگر سيزده دقيقه است وسى ثانيه ، آن خاموساى سوم است ؛ واگر / يد دقيقه است I بي ثواني ، آن خاموساى چهارم است . واگر خواهيم كه بدانيم كه بعد از هر كبيسهء خاموسا ، چند كبيسهء را I بوعا واقع است نظر كنيم به آن كسور كه با دقايق أو ، ثواني هست يا نه ؛ اگر با آن دقايق ، ثواني I باشد وعدد دقايق زوج بود ، آن كبيسهء رابوعا بعد از خاموساى أول واقع است . I واگر عدد دقايق فرد باشد ، آن كبيسهء رابوعا بعد از خاموساى سوّم واقع است . اما اگر I با دقايق ، ثواني نبود : وعدد دقايق فرد بود ، آن كبيسهء رابوعا بعد از خاموساى I دوم واقع است . واگر عدد دقائق فرد بود ، آن كبيسهء رابوعا بعد از خاموساى چهارم I واقع است . وبعد از هر خاموسا ، يا شش رابوعا اتفاق مىافتد يا هفت . اگر خواهيم I تا بدانيم كه اين كبيسهء رابوعاى چندم است از خاموساى چندم ، نظر كنيم ؛ اگر چنان كه I بعد از خاموساى أول باشد ، آن كسر را از / يب دقيقه و / ل ثانيه كم كنيم ؛ واگر بعد خاموساى I دوم بود ، آن كسر را از 13 دقيقه نقصان كنيم ؛ واگر بعد از خاموساى سوم باشد ، I آن كسر را از 13 دقيقه و / ل ثانيه كم كنيم ؛ واگر بعد از خاموساى چهارم بود ، آن كسر را I از 14 دقيقه نقصان كنيم ؛ آنچه باقي ماند هميشه مىبايد كه دقايق باشد